برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
حسرت خیلی چیزها به دلمون موند
حسرت لبخند ماندگار برای یک روز مفصل
حسرت یک خواب راحت که با صدایی ناگهانی بپرم و نه کابووس ببینم
حسرت شعل هایی که دوست داشتم
حسرت یک عید یا جشن واقعی
حسرت خیلی از شما وبلاگ نویس هایی که یا دارید از رشدتون مینویسید یا اموزشی یا ......
حسرت کمی زندگی
حسرت تمام چیزهایی که ان زن و مرد (مثلا پدرومادر) از من و خواهرانم گرفتند
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
هیچ کلام مقدسی در این دنیای روی زمین وجود ندارد
مادر
پدر
عشق
استاد
....
هیچ کدام مقدس نیستند.
هر کدام می توانند مانند دیو و شیطانی تمام تو را از خودت بگیرند
البته در مورد عشق هیچ تصوری ندارم فکر میکنم کلمه خیالی مانند ققنوس باشد
اصلا حتی فرصتش نداشتم برم دنبالش ببینم چی هست
مگه نباید از دل همون مادر وپدر بیاد؟ وخخخخ حالم بهم خورد
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور